السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
32
سيره معصومان ( فارسي )
بخواهد با او بيعت كنيم . او در اين انديشه بود كه پيروزى بر ما و عزّت را به دست بياورد . از اين رو با وى به نبرد پرداختيم تا آنجا كه هر يك از ما داورى انتخاب كرديم تا اين دو نفر بر آنچه صلاح امت باشد و پيوند جامعه و همبستگى آنان را فراهم آورد ، داورى نمايند . ما با آن دو نفر و با پدر تو و با خود پيمان بستيم ، كه آنچه داوران بگويند با خوشنودى بپذيريم و تو خود از حكمى كه داوران كردند آگاهى و مىدانى كه على را از خلافت عزل كردند . امّا به خدا سوگند كه او تن به اين حكم نداد ، و براى پذيرفتن امر خدا اندكى شكيبايى نكرد . حال چگونه مرا به امرى دعوت مىكنى . كه مبناى آن همان است كه پدرت به دنبال آن بود ، در حالى كه خود مىدانى كه او از اين حكم خارج شده است . پس به خود و دين خود بنگر . و السّلام . سپس معاويه به حارث و جندب نمايندگان امام گفت : بازگرديد . آنچه بين من و شما حكم خواهد كرد شمشير است . آنها بازگشتند . معاويه نيز با سپاهى كه تعداد آنها به شصت هزار مىرسيد به طرف عراق حركت كرد ، و در شام نيز به جاى خود ضحاك بن قيس فهرى را انتخاب كرد . جندب مىگويد : همين كه نامهء معاويه را نزد امام حسن ( ع ) آوردم به آن حضرت گفتم كه اين مرد به طرف شما روانه شده . پس شما هم به سوى او حركت كنيد ، تا با وى در كشور و بلاد خودش مقابله نماييد . چنانچه مىپنداريد كه او به فرمان شما درآيد هرگز چنين نيست . به خدا سوگند مىبينم كه روزگارى سختتر از زمان جنگ صفين خواهد داشت . امام حسن ( ع ) گفت : چنين خواهم كرد . معاويه نامهء ديگرى به امام حسن ( ع ) ارسال داشت و گفت : اما بعد ، خداى عزّ و جل آنچه را كه خواهد دربارهء بندگانش انجام مىدهد . هيچ حكمى در پى حكم او به كار نيايد و او به حساب همه زود رسيدگى كند . بنابراين از اين امر دورى كن ، كه مرگت به دست مردمان فرومايه انجام نگيرد ، و از اينكه ما از خواستهء خود دست برداريم نوميد باشد . امّا چنانچه از پيشنهاد خود دست بردارى و به بيعت با من درآيى به آنچه كه وعده دادهام وفا خواهم كرد ، و نيز امر خلافت بعد از من از آن تو خواهد بود ؛ كه شايستگى تو در اين امر از همه كس بيشتر است . و السّلام . امام حسن ( ع ) در پاسخ او نوشت : اما بعد ، نامهات را دريافت ، و از دادن جواب خوددارى كردم ؛ زيرا از آن بيم داشتم كه ظلم و ستم آغاز كنى . بنابراين به تو سفارش مىكنم كه پيرو حق باشى و خود مىدانى كه از آن افراد هستم . و السّلام همين كه نامهء امام حسن ( ع ) به معاويه رسيد ، نامهاى با يك عبارت براى كارگزاران خود به اين شرح ارسال داشت . اما بعد ، سپاس خدا را كه شما را در مقابل دسايس دشمن و قاتل خليفهء شما كفايت كرد . خداوند با لطف خود و روش نيكويش مردى از بندگان خود را تعيين فرمود و آن مرد با برپائى غائله و آشوب على بن ابى طالب ( ع ) را كشت ، و ياران او را پراكنده ساخت . امروز نامههاى بسيارى از بزرگان و رهبران آنها براى ما ارسال داشته و از ما براى خود و قبايل خود امان خواستهاند . پس شما با وصول اين نامه با تمام كوشش و توان خود حركت كنيد كه با سپاس به درگاه خداوند از دشمنان انتقام خواهيد گرفت و به آرزوى خود نايل خواهيد شد ، و خداوند ستمكاران و دشمنان را نابود خواهد فرمود . و السّلام . لشكريان معاويه گرد آمدند و به مقصد عراق حركت كردند . اين خبر به امام حسن ( ع ) رسيد . وقتى